بـســم ربـ الحـق

صبح ها، هزار بار گوش تیز می کنم شاید صدای مناجاتت به گوشم برسد…

شب ها، هزار بار چشم می گردانم شاید گوشه ی اتاق مثل همیشه کتاب دستت گرفته ای و ساکتِ ساکت میخوانی…

روزها، هزار بار سر میچرخانم شاید جایی دنباله ی نگاهت به من باشد…

کجاست آن دلِ تنگِ همیشگیت؟؟

آری ونبودی ببینی که درهیایوی سکوت خواب مردمان سرزیمینم؛ودر مقابلش دران سوی مرز ها مردمان همیشه قهرمان حلب چگونه بیدار مادندوجشن می گرفتند حلب حلب نیست بلکه خرمشهریست که خون شهدا با آن اجین شده است😔

اری نبودی ببینی وآن لبخند همیشگی ات را بزنی و خشنود بشوی از شادی دل مردمانی که طعم تلخ جنگ خیلی وقت است لبخند را ازانها گرفته است و دوباره شیر بچه های حیدر کرار لبخند را به آنها هدیه دادند😔

ولی مشکلی نیست مطمئن هستم روحت درمیان این همه هیاهو و شلوغی ها پیداست

راستی از خزایی ها چه خبر با آن صدای ملیح و دلنوازش که همیشه میگفت واحد مرکزی خبر سـوریه😔

از عطایی ها چه خبر که آوینی زمان بود با آن لهجه ی مشهدی اش😔

از صدر زاده ها چه خبر که تمام سخن ها در مقابلش کم می آورند😔به راستی که شهدا زنده اند و مطمئن هستم آنها هم دراین شادی حضور دارند😔

شادی این شیرینی را با نثار فاتحه ای بر روح پاک شهدا ومخصوصا شهدای های جان بر کف اطلاعات عملیات تقسیم میکنیم

ودر آخر کلامم همین چند نوشته بس:::

گمنامی برای شهوت پرست­ها دردآور است،اگرنه همه اجرها در گمنامی است؛تاآنجا که فرموده­اند:آنگونه در راه خدا انفاق کن که آن دست دیگرت هم با خبر نشود❤️